X
تبلیغات
اشعار مذهبی - حضرت عباس ابن علی(ع)
بانک اشعار اهلبیت
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما

با سلام و عرض ادب این وبلاگ جهت گردآوری و تهیه بانک اشعار مذهبی در فضای مجازی می باشد لذا از کلیه شاعران محترم که اشعارشان در این وبلاگ می باشد و نامشان درج نشده است تقاضا داریم جهت ساماندهی و درج نامشان به ما اطلاع دهند.
هدفم از راه اندازی این وبلاگ کمک به خطیبان و مداحان و نوکران اباعبدالله هستش لطف کنید با ارسال نظراتتون راجع به مطالب اشعار بنده حقیر را یاری کنین


سامانه دریافت پیام کوتاه - 50002010000764
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
طراح قالب
ثامن تم
دیگر امکانات
ذکر روزهای هفته
روزشمار فاطمیه دانشنامه عاشورا دانشنامه عاشورا
روزشمار محرم عاشورا آیه قرآن انقلاب اسلامی پخش زنده حرم حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل وصیت شهدا
مطالب اخیر وبگاه



افتاده ای برای چه از پا ؟ بلند شو

خوردم زمین کنار تو ، از جا بلند شو

لشکر به قامت خم من خنده می کند

شد علقمه محل تماشا ، بلند شو

لب تشنه اصغرم دگر از حال رفته است

گوید رباب : حضرت دریا بلند شو

مادر فتاد روی زمین گفت : یا علی

حالا به اسم اعظم بابا بلند شو

یک جور می دهیم جواب سکینه را

باشد ، بیا به خیمه تو حالا ، بلند شو

ما قول می دهیم به رویت نیاوریم ...

... خالی رسیده مشک تو سقا ، بلند شو !

اکنون که خوانده ای تو برادر حسین را

خواهر بگو به زینب کبری ، بلند شو

ام البنین نیامده زهرا که آمده

بی دست من ، به خاطر زهرا بلند شو



مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
برچسب ها : غلامرضا سازگار
نویسنده ذاکر اهل بیت در یکشنبه 24 فروردین1393 |

فردای محشر کار دشوار است ای دل

بیچاره آنکس که گرفتار است ای دل

هر کس که حب فاطمه در دل ندارد

آنجا یقینا بی کس و کار است ای دل

کار شفاعت های زهرا گفته اند با

دستان مقطوع علمدار است ای دل 

هرکس که بی عش علی و فاطمه زیست

بی غصه و درد است و بی عار است ای دل

دنیا اگر چه ظاهری زیبنده دارد

در باطنش بسیار غمبار است ای دل 

دیدی چه آورده بروزم حب دنیا ؟

این قلب و این چشمم چه بیمار است ای دل

چشمی که صد جا رفته و برگشته اصلا

کی در پی دیدار دلدار است ای دل ؟

از بسکه در تنهایی و غربت به سر برد

یوسف به دنبال خریدار است ای دل

هرکس نمی داند که یوسف را بها چیست

محو شلوغی های بازار است ای دل

**

ای دل بیا چشم انتظار یار باشیم

از هرچه غیر از عشق او بیزار باشیم



مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
برچسب ها : یاسر مسافر
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 26 تیر1392 |



منم محتاج باران عطایت

سر و جانم فدای چشم هایت

علمدار سپاه کربلایی

گل ام البنین جانم فدایت

شب میلادت ای ساقیّ حیدر

منم محتاج یک لحظه دعایت

همه هستی فدای لحظه های

لالایی خواندن مادر برایت

براتی را تصدّق کن بیایم

به پابوس حریم کربلایت

نمی دانی چگونه مرغ روحم

شده مجنون ایوان طلایت؟

دو دست ناز تو در روز محشر

خدا داند بُود ما را کفایت

بیا یاابن الحسن در ماه شعبان

میان هر دو چشمم خاک پایت

اصغر چرمی



مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
نویسنده ذاکر اهل بیت در سه شنبه 28 خرداد1392 |


 

باید حسین دم بزند از فضائلت

وقتی حسینی است تمام خصائلت

تعبیرهای ما همه محدود و نارساست

در شرح بی کرانی اوصاف کاملت

بی شک در آن به غیر جمال حسین نیست

آئینه ای اگر بگذاری مقابلت

ای کاشف الکروب عزیزان فاطمه

غم می بری ز قلب همه با شمائلت

در آستانه تو گدایی بهانه است

دلتنگ دیدن تو شده باز سائلت

با زورق شکستة دل سال های سال

پهلو گرفته ایم حوالی ساحلت

بی شک خدا سرشته تو را از گل حسین

سقای با فضیلت و دریا دل حسین 

تو آمدی و روشنی روز و شب شدی

از جنس نور بودی و زهرا نسب شدی

در قامتت اگرچه قیامت ظهور داشت

الگوی بندگی و وقار و ادب شدی

هم چشمهای روشنت آئینة رجاست

هم صاحب جلال و شکوه و غضب شدی

باید که ذوالفقار حمایل کنی فقط

وقتی که تو به شیر خدا منتسب شدی

 در هیبت و رشادت و جنگاوری و رزم

تو اسوة زهیر و حبیب و وَهب شدی

در دست تو تلاطم شمشیر دیدنی ست

فرزند لافتایی و شیر عرب شدی

فرماندة سپاهی و آب آور حسین

ای نافذ البصیره ترین یاور حسین

بی شک تو صبح روشن شبهای تیره ای

خورشیدی و به ظلمت این شام چیره ای

تسخیر کرده جذبة چشم تو ماه را

بی‌خود که نیست تو قمر این عشیره ای

عصمت دخیل تار عبای تو از ازل

جز بندگی ندیده کسی از تو سیره ای

قدر تو را کسی نشناسد در این مقام

وقتی برای امر شفاعت ذخیره ای

ما را بس است وقت عبور از پل صراط

از تار و پود بیرق تو دستگیره ای

چشم امید عالم و آدم به دست توست

باب الحسین هستی و پرچم به دست توست

فردوس دل همیشه اسیر خیال توست

حتی نگاه آینه محو جمال توست

تو ساقی کرامت و لطف و اجابتی

این آب نیست زمزمه های زلال توست

ایثار و پایمردی و اوج وفا و صبر

تنها بیان مختصری از کمال توست

در محضر امام تو تسلیم محضی و

والاترین خصائل تو امتثال توست

فردا همه به منزلتت غبطه می خورند

فردا تمام عرش خدا زیر بال توست

باب الحوائجی و اجابت به دست تو

تنها بخواه، عالم هستی مجال توست

ای آفتاب علقمه: روحی لک الفدا

ای آرزوی فاطمه: روحی لک الفدا

ای آفتاب روشن شبهای علقمه

سرو رشید خوش قد و بالای علقمه

داده ست مشک تشنة تو آب را بها

ای آبروی آب، مسیحای عقلمه

وقتی که چند موج علیل شریعه را

کرده ست خاک پای تو دریای علقمه

لب تشنة زیارت لبهات مانده است

آری نگفته ای به تمنای علقمه

امروز دستهای تو افتاد روی خاک

تا پا بگیرد از دل صحرای علقمه

با وعده های مادرت آسوده خاطریم

چشم امید ماست به فردای علقمه

این عطر یاس حضرت زهراست می وزد

از سمت کربلای تو ، سقای علقمه

شبهای جمعه نالة محزون مادری

می آید از حوالی دریای علقمه

 ام البنین و فاطمه با قامتی کمان

اینجا نشسته اند و شده آب روضه خوان

فرصت نداد تا که لبی تر کند گلو

دارد به دست، ماه حرم، مشک آرزو

می آید از کنار شریعه شهاب وار

بسته ست راه را به حرم لشکر عدو

طوفان تیر می وزد از بین نخلها

حالا شنیدنی شده با مشک گفتگو:

« بسته ست جان طفل صغیری به جان تو

تو مشک آب نه که تویی جام آبرو

ای مشک جان من به فدای سر حسین

اما تو آب را برسان تا خیام او »

اما شکست ساغر و ساقی ز دست رفت

جاری ست خون ز بادة چشمش سبو سبو

با مشک پاره پاره به سوی حرم نرفت

تا با امام خود نشود باز رو برو

تنها پناه اهل حرم بر نگشته است

می بارد از نگاه سکینه : عمو عمو

در خیمه اوج بی کسی احساس می شود

خورشید نیزه ها سر عباس می شود

یوسف رحیمی

مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
برچسب ها : حضرت عباس, ع, ولادت
نویسنده ذاکر اهل بیت در پنجشنبه 23 خرداد1392 |



سر سجاده دل وقت نماز است هنوز

بهترین لطف دعا راز و نیاز است هنوز

عاشقیّ من و ارباب چو راز است هنوز

این در خانه عشق است که باز است هنوز

پس بیا عاشق جود و کرم یار شویم

همگی مست می ناب علمدار شویم

به روی دست علی ماه هویدا شده است

این قمر آینه هیبت بابا شده است

به رخش شمس خدا محو تماشا شده است

در دل زینب و ارباب چه غوغا شده است

گفت ارباب به زینب قمرم می آید

دلت آسوده که سردار حرم می آید

ناز این دلبر خوش چهره خریدن دارد

بوسه از لعل لبش بَه که چه چیدن دارد

حیدر از لعل گلش میل مکیدن دارد

ماه و خورشید در این ثانیه دیدن دارد

شیر با شیرخودش لرزه به دنیا انداخت

گل بوسه به روی بازوی سقا انداخت

جامه ای دوخته مادر، چه به او می آید

واژه یاس معطر چه به او می اید

رفته بر شانه حیدر چه به او می آید

نام فرمانده لشگر چه به او می آید

آمده درس ادب را به جهان باب کند

زَهره دشمن خود را به رجز آب کند

حلقۀ دار جنون بر سر گیسو دارد

بَه چه تیغ کجی این طفل به ابرو دارد

بازوانش چو علی قدرت و نیرو دارد

چون که یا فاطمه را نقش به بازو دارد

روی پیشانی خود نور ولایت دارد

یل مولاست که این گونه شجاعت دارد

مهدی نظری

مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
برچسب ها : حضرت عباس, ع, ولادت
نویسنده ذاکر اهل بیت در پنجشنبه 23 خرداد1392 |



روزی شعر من امشب دو برابر شده است

چون که سرگرم نگاه دو برادر شده است

چون که بانوی کلابیه پسر آورده

چشم وا کن، پدر خاک قمر آورده

هر که از قافله فطرسیان جا مانده

نظرش خیره به گهواره سقا مانده

زور بازوی تو بی حد و عدد خواهد شد

بعد از این ام بنین، ام اسد خواهد شد

با وجود تو زمین حیدر دیگر دارد

کعبه جا دارد اگر باز ترک بردارد

از در خانه او پا نکشیدم هرگز

چون حسینی تر از عباس ندیدم هرگز

ماه ذی‌الحجه که عباس به حج عازم شد

همه بر کعبه ولی کعبه بر او محرم شد

در طوافش سخن از عقل فراتر می گفت

در حقیقت «لک لبیک برادر» می گفت!

این اباالفضل که از قبله فراتر می رفت

مرتضی بود که بر دوش پیمبر می رفت

علی اکبر به ثنا گویی او می آید:

چقدر منبر کعبه به عمو می آید

مجید تال

مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
برچسب ها : حضرت عباس, ع, ولادت
نویسنده ذاکر اهل بیت در پنجشنبه 23 خرداد1392 |

عاشقسن اگر سسله قربانم ابوالفضله

هر شام وسحر سسله قربانم ابوالفضله

***

عباسی چاغور مرغ روحه حرکت وئرسون

جمعییت عشاقه الله برکت وئرسون

عشق اهلی گرک عشقه مجد و عظمت وئرسون

وور جانه شرر سسله قربانم ابولفضله

حق سائل مولانی غیره ائلمز محتاج

سرمایه عشق اولماز بو دایرده تاراج

عباسی چاغور روحون عرشه ائلسون معراج

هنگام سفر سسله قربانم ابولفضله

عباس آدی تا محشر پرچملره زینتدی

بو پرچم عاشورا نورانی علامتدی

اگ باشون علمداره چون روح ولایتدی

صدبار دگر سسله قربانم ابوالفضله

چون حجت حق دائم مجلسلره ناظردی

وور سینه خلوصیله مهدی ئوزی حاضردی

اولدی ابدی حامی ئوز دینینه ناصردی

اثنای خطر سسله قربانم ابولفضله

ماه علوی شهرت راه حقه سالکدی

عباسه ملک قربان جان ملکینهمالکدی

وار شهرتی عالمده مشهور ممالکدی

گوردوقجا قمر سسله قربانم ابولفضله

آتدان که دوشوب قولسوز اول ماه بنی هاشم

گلدی پسر زهرا قاندی دئدی گوزیاشیم

دور یاتما بنفسی انت ای یاره لی قارداشیم

دل جانه دیر سسله قربانم ابولفضله

سقا هدفه چاتدی باشدان باشینی آتدی

باخدی گونه آی باتدی یومدی گوزینی یاتدی

بو منظره معناده زهرانیده آغلاتدی

قان اولدی جگر سسله قربانم ابولفضله

استاد کلامی زنجانی



مربوط به موضوع : شعر ترکی
نویسنده ذاکر اهل بیت در پنجشنبه 23 خرداد1392 |

جانبازی بیشماره یعنی عباس

سجاده پُرستاره یعنی عباس

بر دفترِ سبز عشق پایانی نیست

معشوق هزارباره یعنی عباس

حجت الله مؤمنی



مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 22 خرداد1392 |

شاه قامت قیامتی داریم

دلبر با ابهتی داریم

کاسه لیس جناب عباسیم

وه چه رزق و لیاقتی داریم

نسل در نسلمان ابالفضلی است

درِ این خانه قدمتی داریم

قسمت کار ما گره نشود

یاور با محبتی داریم

ورد لب هایمان ابالفضل است

هر زمانی که حاجتی داریم

آرزوی بهشت را نکنیم

زیر این خیمه جنتی داریم

وسط روضه های تاسوعا

آرزوی شهادتی داریم

تا که دست بریده یاور ماست

انتظار قیامتی داریم

خاک سرداب علقمه نشدیم

ز همين ما شکایتی داریم

محمدحسين رحيميان



مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 22 خرداد1392 |

عباس ، رخ تو مه نوخاسته شد

از جلوه تو، رونق مه کاسته شد

از پرده درآمدی و گفتی که حسین

گل بود و به سبزه نیز آراسته شد

محمدجواد غفورزاده (شفق)



مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 22 خرداد1392 |

ای عطر گل یاس! دلم را دریاب!

ای منبع احساس دلم را دریاب

من تشنه یک قطره محبت هستم

یا حضرت عباس! دلم را دریاب

جلیل صفربیگی



مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 22 خرداد1392 |

ابروی هلالی ات قمر، تیغ برنده است

این ناوک مژگان چه بلاخیزوکشنده است!

مجنون شدنم قصه ی پرپیچ وخمی داشت

آشفتگی زلف تو دیوانه کننده است

عشق تو قماری ست که بازنده ندارد

این اشک قیامت برسد؛برگ برنده است

انگارعلی آمده درعلقمه ،احسنت

جنگاوری ات مثل پدر خیره کننده است

باید به شما رو بزنم ، درد شناسی اید

سوگند به مردیت،غرورم شکننده است

وحیدقاسمی



مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 22 خرداد1392 |

ای عشق زلال، روح دریا عباس

زیبایی محض،ای دلارا عباس

الحق که به تو نام قمرمی آید!

ای ماه ترین عموی دنیا عباس

وحیدقاسمی



مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 22 خرداد1392 |


در طریق عشق بازی امن و آسایش خطاست

با بلای عشق عاشق سینه چاک و مبتلاست

مست مستم من الا یا ایها الساقی بیا

یک دو جرعه باز می نوشم می باقی بیا

می مرا از خود جدا کرده به مستی می برد

می مرا هوشیار کرده سوی هستی می برد

می که می نوشم لبانم سرخ و می گونی شود

عاشق لیلای رخسارش چه مجنونی شود

تا که مستم از نگاه او مسلمانی کجاست ؟

چشم او شاعر شده عمان سامانی کجاست ؟

سجده باید کرد بر تولیت چشمان او

تکیه کرده آسمان بر قامت دستان او

جنگ صفین است و با جان رقص شمشیرش ببین

ای صد و ده بیشتر دست علم گیرش ببین

محمد رضا ناصری

مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
برچسب ها : حضرت عباس, ع, مدح
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 22 خرداد1392 |


ای آن که ز ادراک تو ایمان متصوّر

از پنجه ی لا حولِ تو... طوفان متصوّر

با غرّش تان گشت قیامت متبادر

در علقمه دریای خروشان متصوّر

نام تو نموده ست جهان را مُترنّم

سقّایی و با یاد تو باران متصوّر

«غیرت» رگ جوشیده ی در گردن یار است

تنها به مقام تو شود آن متصوّر

دستان تو آیات بریده ست اباالفضل!

گشته ست چنان سوره ی «رحمان» متصوّر

نام تو کلیدِ ادب و روح نجابت

در پرسش تاریخ، کما کان متصوّر

در شرح تو و دست تو عالم متحیّر

ایثار تو در یاد شهیدان متصوّر

مشک و عَلَم و منصبِ سقّایی ات عباس

در ذهن تو فریاد عمو جان متصوّر

بیچاره فراتی که به کامش نرسیده ست

هستی تو در آن ذهن پریشان متصوّر

تو غرّش پنهان علی در عَرَصاتی

در پنجه ی ایمان تو طوفان متصوّر

علی کفشگر

مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
برچسب ها : حضرت عباس, ع, مدح
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 22 خرداد1392 |



مائیم و دل و دست و پناه تو اباالفضل

در حسرت یک جرعه نگاه تو اباالفضل

عالم همه بند است به آن گوشه ی چشمت

محشر به همان طَرفِ کلاه تو اباالفضل

دیریست که سینه زن بین الحرمین ایم

زیر عَلَم سبز و سیاه تو اباالفضل

در لحن عراقی و حجازی تو غرق ایم

مدهوشِ رجز های سه گاه تو اباالفضل

دل می بَرَد و می بَرَد و می بَرَد از ما

لبخندی از آن روی چو ماه تو اباالفضل

روزی اگَرَت از عطش و عشق بپرسند

دستان بریده ست گواه تو اباالفضل

ما تشنه ی آب ایم از آن مشک سیاهت

مست نگه گاه به گاه تو اباالفضل

با لشکری از اشک به پابوس تو آئیم

مائیم شهیدان سپاه تو اباالفضل

آن قدر بلند است به تکرار ملائک

در نزد خدا عزّت و جاه تو اباالفضل

تو چشم به راهی که ز در فاطمه آید

ما نیز بدان چشم به راه تو اباالفضل

علی کفشگر


مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
برچسب ها : حضرت عباس, ع, مدح
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 22 خرداد1392 |



 نمک چشم تو دریای طلب می طلبد

وصف لعل دهنت باغ رطب  می طلبد

از غباری که نشسته به لب پر ترکم

می شود گفت قدمهای تو لب می طلبد

روز من را شب گیسوی شما کرده سیاه

اصلاً ای ماه سرودن ز تو شب می طلبد

به خضوعی که خدا در نظرت ریخته است

درک آغوش نگاه تو ادب می طلبد

سخت کرده تب شوق لب تو کار مرا

جگری نیست که بر دوش کشد بار مرا

چه کسی برده در این حاشیه چشمانت را

منکرم نقش زن ناشی چشمانت را

می توانند ملائک بگذارند مگر

آخرین قیمت نقاشی چشمانت را

می کشد با نظر ام بنین جبرائیل

طرح فیروزه ای کاشی  چشمانت را

کار و بارش به سر میکده ها افتاده

دیده هر کس که نمک پاشی چشمانت را

آدم از بادۀ چشم تو هوس می افتد

تو اگر جام دهی میکده پس می افتد

رضا دین پرور




مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
برچسب ها : حضرت عباس, ع, مدح
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 22 خرداد1392 |



 تو از عشیره نوری ز ایل مهتابی

که هر کجا بروی خاضعانه می تابی

لجام وحشی امواج رام دست تواند

تو از طوایف پیغمبران گردابی

بدون اذن تو خاک آب هم نخواهد خورد

تو پیر معنوی باد و خاکی و آبی

به علقمه که تو با بال پر زدی گفتم

تو از قبیله تصویرهای بی قابی

نمی دهم به تو تصویر مشک، می ترسم

دوباره راه بیفتی ز بس سبک خوابی

حسین روی تو خم شد به سجده و افتاد

از آن زمان همه گفتند مُهر محرابی

حجت الاسلام رضا جعفری

مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
برچسب ها : حضرت عباس, ع, مدح
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 22 خرداد1392 |

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت


جمعمان جمع كه تا نقش خیالی بزنیم

كوچه باغی برویم و پر و بالی بزنیم

پای حافظ مِی ای از شعر زلالی بزنیم

جمعمان جمع بیایید كه فالی بزنیم

شاهِ شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان

كه به مژگان شكند قلب همه صف شكنان

بگذارید از این فاصله بویی بكشیم

درِ خُم را بگشاییم و سبویی بكشیم

تیغ ابروی كجش را به گلویی بكشیم

صد و سی و سه نفس نعره ی هویی بكشیم

از دلِ ما چه به جا مانده؟ كه غارت كرده

پسر سوم زهراست قیامت كرده

ماه و خورشید دو حیران و دو سرگردانند

سال ها دل سرِ این طایفه می گردانند

بال در بال فرشته غزلی می خوانند

ما همه بنده و این قوم خداوندانند

آمده تا ز علی تیغ دو دَم را گیرد

قد برافرازد و بر دوش علم را گیرد

جمع مِهر و غضب و جذبه و زیبایی را

در تو دیدیم مسیحایی و موسایی را

محشری كن كه ببینند دل آرایی را

برده ای ارث از این سلسله آقایی را

حق بده مات شود چشم، تماشا داری

هر چه خوبان همه دارند تو یك جا داری

حسن لطفی




مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 22 خرداد1392 |



مادر ماه بنی‌هاشم! قمر آورده‌ای

نخل امید ولایت را ثمر آورده‌ای

بحر موّاج کرامت را گهر آورده‌ای

کلک صنع کبریایی را اثر آورده‌ای

هر چه در وصفش بگویم خوب‌تر آورده‌ای

بــر امیــرالمؤمنین زیبــاپســر آورده‌ای

این پسر شمشیر و شیر عترت پیغمبر است

پای تا سر حیدر است و حیدر است و حیدر است

این پسر دست علی دست علی دست خداست

این پسر یک مطلع الانــوار مصبـاح الهداست

این پسر تـا حشــر ثــاراللّهیان را مقتداست

این پسر قربانــی کـوی حسین از ابتـداست

این پسر دست خدا با دست از پیکر جداست

این پسر روح حسین ابن علی «روحی فدا»ست

این پسر ماهی است در بین دو مهرِ فاطمه

این بـود باب الحسین و باب حاجات همه

بیت مولا، بـاغ جنّت، یاسمن، عباس توست

روح غیرت، جان آزادی به تن، عباس توست

هاشمیّـون را چـراغ انجمـن، عبـاس توست

وارث شمشیر و دست بوالحسن، عباس توست

ملجـأ و بـاب المراد مرد و زن، عباس توست

بت‌شکن: مولا علی، لشکرشکن: عباس توست

این خداوند ادب، عبد خداوند است و بس

در شجاعت، در وفاداری، نظیرش نیست کس

کیست عباس آن که وجه‌ الله محو روی اوست

آل هاشـم را همه دل در کمند موی اوست

غـرق گل از بوسـۀ دست خدا بازوی اوست

ذوالفقـار فاتـح خیبـر، خــم ابـروی اوست

نخـل سرسبـز ولایت قامت دلجـوی اوست

آبـروی آبرومنــدان ز خــاک کوی اوست

از دل گهـواره تـا امـواج خون در علقمه

لحظه‌ای غافل نگردید از حسین فاطمه

غلامرضا سازگار

مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 22 خرداد1392 |

بس که دست دلبرم مشکل گشایی می کند
خلق می گویند این سقا خدایی می کند

گر چه از فرط گنه بیگانه گشتم با دلش
اوست دائم با دل من آشنایی می کند

تا بگیرد دست هر کس ناتوان است در جهان
دست هایش از بدن میل جدایی می کند

هر که سوگندش دهد بر مادرش ام البنین
با نگاهی روزی اش را کربلایی می کند

قبله ی اصحاب ممتاز حسین ابروی اوست
بر قلوب عاشقان فرمانروایی می کند

هر که خواهد حاجتی مردانه از باب حسین
این اباالفضل است بر او خوش عطایی می کند

بی نیاز از هر دو عالم می شود بر حق قسم
هر که بر درگاه این آقا گدایی می کند

آن چنان جا در دل زهرای اطهر کرده است
فاطمه در ماتمش صاحب عزایی می کند

چشم او با تیر لب وا کرد و گفت از غصه اش
قطره قطره خون او قصه سرایی می کند

چشم من شرمنده ی لب های خشک اصغر است
مادرش همراه لالایی دعایی می کند

دست دادم، چشم دادم، تا رسانم آب را
لیک این مشک است با من بی وفایی می کند

" جواد حیدری "



مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
نویسنده ذاکر اهل بیت در سه شنبه 21 خرداد1392 |


 

چشم ها قبله گاه دریا شد

صف مژگان دوست تا وا شد

همه دیدند خیل مژگان را

چشم خیمه پر از تماشا شد

تا كه بالا روند از دوشش

بین طفلان دوباره دعوا شد

دشمن از دور هم نظر می كرد

بس كه حیرانِ قدّ و بالا شد

دست بر دامن كرامت او

همه ی آب های دنیا شد

صاحب جود و تیغ و مشك و علم

آبروی تمام اهل حرم

تیغ تا در مصاف بر دارد

آسمان هم شكاف بردارد

نیست ممكن كه در برابر خصم

ذرّه ای انعطاف بر دارد

بدن او زره نمی خواهد

تیغ را بی غلاف بر دارد

چه مهیب است نعره اش كه ترك

سینه ی كوه قاف بر دارد

بوسه از خاك پای او جبریل

لحظه های طواف بردارد

تك یل كربلا اباالفضل است

باب حاجات ما اباالفضل است



مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
نویسنده ذاکر اهل بیت در سه شنبه 21 خرداد1392 |

 

از بس نوشته اند جمالت منور است

رویت سزای گفتن الله اکبر است

ای حمزه ی رسول گرامی کربلا

محو تو سید الشهدای پیمبر است

ای نافذ البصیره کجا سیر می کنی

چشمت شبیه هیبت چشمان حیدر است

از آن زمان که تو پسر فاطمه شدی

دستت شفیع امت زهرای اطهر است

سرو قدت اگر چه به ام البنین بَرد

کی هیبتت به هیبت زینب برابر است

آنان که نام ماه بنی هاشمت دهند

رخسارشان منور صد ماه و اختر است

فضل و کمال را به تو تفویض کرده اند

آنان که فضلشان همه از فضل داور است

روز جزا به مرتبه ات غبطه می خورند

آنان که از شهادتشان فیض محشر است

دل را شراب صحبت تو مست می کند

ما را خمار بوسه بر آن دست می کند

روز ازل که روز علمداری تو بود

آب حیات تشنه لب یاری تو بود

روزی که جام عشق عطشناک مرد بود

آن روز، روز سید و سالاری تو بود

کافی نبود سر بکشد جام عشق را

تنها کسی که شاهد می خواری تو بود

روزی که هیچ صحبت دلداگی نبود

صحن الست صحنه ی دلداری تو بود

دل دادی و شد آتش دلبر به کام تو

لب تشنگی متاع خریداری تو بود

چشم و سر و دو دست تو دادُ الست داد

شرم شریعه از عرق جاری تو بود

وقتی تنت نشست ز مستی میان نور

عرشی عظیم گرم عزاداری تو بود

بر خلق نوری تو خدا افتخار کرد

فخر خدا برای گرفتاری تو بود

آن روز هم در عالم ذر مثل کربلا

زهرا کنار علقمه در یاری تو بود

آن ساقی آفرین که تو را آفریده است

مشک تو را و اشک تو یک جا خریده است

 محمود ژولیده



مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
برچسب ها : حضرت عباس, ع, مدح
نویسنده ذاکر اهل بیت در سه شنبه 21 خرداد1392 |



آسمان امشب ز دامن جای گل ریزد ستاره

مـاه، سرگرم تماشـا مهـر مبهوت نظاره

مرحبا! ای ماه شعبان، ماه آوردی دوباره

مـاه آوردی دوبـاره ماه، نه! یک ماه‌پاره

قلب آل‌الله خرم، چشم خیرالناس روشن

خانۀ مـولا شده از طلعت عباس، روشن

****

چشم دل بگشا که وجه خالق اکبر ببینی

شیـر ثـارالله را در دامـن حیـدر ببینی

بلکه در آغوش حیدر، حیدر دیگر ببینی

ساقـی عترت کنار ساقـی کوثـر ببینی

چشم شو تا بنگری آیینۀ حق‌الیقین را

شیـر ثارالله و شمشیر امیرالمؤمنین را

****

فاطمـه! ام‌البنین! شیرخـدا را شیر زادی

مرحبا! مادر! که بر دست خدا شمشیر زادی

سـورۀ انـا فتحنـا را بهیـن تفسیر زادی

لشکـر پیـروز دشت کربلا را میـر زادی

شیرِ شیر داور است این پای تا سر حیدر است این

فاش می‌گویم کـه زهرا را حسین دیگر است این

****

روی، داور دست، حیدر خصلت و خوی رسولش

سیر معراج الهی هم صعودش هم نزولش

کیست این ریحانه‌yالحیدر کـه زهرای بتولش

کرده در اوج سرافرازی به فرزندی قبولش؟

نقش پیشانیش باشد این که این یار حسین است

غلامرضا سازگار

مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
برچسب ها : حضرت عباس, ع, ولادت
نویسنده ذاکر اهل بیت در شنبه 18 خرداد1392 |


 

بس که دست دلبرم مشکل گشایی می کند

خلق می گویند این سقا خدایی می کند

گر چه از فرط گنه بیگانه گشتم با دلش

اوست دائم با دل من آشنایی می کند

تا بگیرد دست هر کس ناتوان است در جهان

دست هایش از بدن میل جدایی می کند

هر که سوگندش دهد بر مادرش ام البنین

با نگاهی روزی اش را کربلایی می کند

قبله ی اصحاب ممتاز حسین ابروی اوست

بر قلوب عاشقان فرمانروایی می کند

هر که خواهد حاجتی مردانه از باب حسین

این اباالفضل است بر او خوش عطایی می کند

بی نیاز از هر دو عالم می شود بر حق قسم

هر که بر درگاه این آقا گدایی می کند

آن چنان جا در دل زهرای اطهر کرده است

فاطمه در ماتمش صاحب عزایی می کند

چشم او با تیر لب وا کرد و گفت از غصه اش

قطره قطره خون او قصه سرایی می کند

چشم من شرمنده ی لب های خشک اصغر است

مادرش همراه لالایی دعایی می کند

دست دادم، چشم دادم، تا رسانم آب را

لیک این مشک است با من بی وفایی می کند

جواد حیدری




مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
نویسنده ذاکر اهل بیت در شنبه 18 خرداد1392 |


 

ای حرمت قبله ی حاجات ما

یاد تو تسبیح و مناجات ما

تاج شهیدان همه عالمی

دست علی، ماه بنی هاشمی

هم قدم قافله سالار عشق

ساقی عشاق و علمدار عشق

سرور و سالار سپاه حسین

داده سر و دست به راه حسین

عمّ امام و اخ و ابن امام

حضرت عباس علیه السلام

ای علم کفر نگون ساخته

پرچم اسلام بر افراخته

مکتب تو مکتب عشق و وفاست

درس الفبای تو صدق و صفاست

شمع شده، آب شده، سوخته

روح ادب را، ادب آموخته

آب فرات از ادب توست مات

موج زند اشک به چشم فرات

یاد حسین و لب عطشان او

و آن لب خشکیده ی طفلان او

ساقی کوثر پدرت مرتضی است

کار تو سقایی کرب و بلاست

هر که به دردی و غمی شد دچار

گوید اگر یک صد و سی و سه بار

ای علم افراشته در عالمین

اِکشِف یا کاشف کرب الحسین

از کرم و لطف جوابش دهی

تشنه اگر آمده آبش دهی

چون نهم ماه محرم رسید

کار بدان جا که تو دانی کشید

از عقب خیمه ی صدر جهان

شاه فلک جاه ملک آشیان

شمر به آواز تو را زد صدا

گفت کجایید، بنو اختنا

تا برهانند ز هنگامه ات

داد نشان خط امان نامه ات

رنگ پرید از رخ زیبای تو

لرزه بیفتاد بر اعضای تو

من به امان باشم و جان جهان

از دم شمشیر و سنان بی امان

دست تو نگرفت امان نامه را

تا که شد از پیکر پاکت جدا

مزد تو زین سوختن و ساختن

دست سپر کردن و سر باختن

دست تو شد دست شه لا فتی

خط تو شد خط امام خدا

چار امامی که تو را دیده اند

دست علم گیر تو بوسیده اند

طفل بدی، مادر والا گهر

برد تو را ساحت قدس پدر

چشم خداوند چو دست تو دید

بوسه زد و اشک ز چشمش چکید

با لب آغشته به زهر جفا

بوسه به دست تو بزد مجتبی

دید چون در کرب و بلا شاه دین

دست تو افتاد به روی زمین

خم شد و بگذاشت سر دیده اش

بوسه بزد با لب خشکیده اش

حضرت سجاد هم آن دست پاک

بوسه زد و کرد نهان زیر خاک

مطلع شعبان همایون اثر

بر ادب توست دلیلی دگر

دوم این ماه چو نور امید

شعشعه ی صبح حسینی دمید

چارم این مه که پر از عطر و بوست

نوبت میلاد علمدار اوست

شد به هم آیخته از مشرقین

نور ابوالفضل و شعاع حسین

ای به فدای سر و جان و تنت

وین ادب آمدن و رفتنت

وقت ولادت قدمی پشت سر

وقت شهادت قدمی پیش تر

مدح تو این بس که شه ملک جان

شاه شهیدان و امام زمان

گفت به تو گوهر والا نژاد

جان برادر به فدای تو باد

شه چو به قربان برادر رود

کیست «ریاضی» که فدایت شود؟



مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
نویسنده ذاکر اهل بیت در شنبه 18 خرداد1392 |



امشب شب توسّل ما بر دو دست توست

در عشق حرف اوّل دفتر دو دست توست

تا مشک خالی تو شود پر ز اشک ما

رزق تمام گریه کنان بر دو دست توست

ای دست انبیاء و ملائک دخیلتان

باب المراد تا خود محشر دو دست توست

ای مستجار حضرت ارباب، الدّخیل

زیبا قمر، پناه برادر دو دست توست

ای مسجدی که وقف شدی بر حسینیه

گلدسته های نذری مادر دو دست توست

مشکی که داد بر تو سکینه گواه ماست

باب الحوائج لب اصغر دو دست توست

شمشیر زن بیا و به نیزه بسنده کن

چون ذوالفقار حضرت حیدر دو دست توست

معجر نمی کشد احدی از سر کسی

وقتی دخیل گوشه ی معجر دو دست توست

حتماً در علقمه پدر مشک می شوی

با لشگری همیشه برابر دو دست توست

مشکت به دست راست و نیزه به دست چپ

مبهوت کار جنگی ات آخر دو دست توست

وقتی که از بدن شود این دست ها جدا

باید که خواند فاتحه ی طفل خیمه را

 سعید توفیقی



مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
نویسنده ذاکر اهل بیت در پنجشنبه 9 خرداد1392 |

خوردی زمین و حیثیت لشکرم شکست

اصلی ترین ستون خیام حرم شکست

فریاد های «انکسری» بی دلیل نیست

در اوج درد تکیه گه آخرم شکست

از ناله های «یا ولدی» در کنار تو

معلوم شد که باز دل مادرم شکست

درد مرا فقط پدرم درک می کند

دیدم چگونه بال و پر جعفرم شکست

ساق عمود در سر تو گیر کرده است

نعره زنم که وای سر حیدرم شکست

تو در میان علقمه از پا نشستی و

در بین خیمه ها سپر خواهرم شکست

وقتی عمود خیمه کشیدم سکینه گفت:

دیدی غرور ساقی آب آورم شکست

آن شب که سوخته ها همه دور زینب اند

گوید عمو کجاست ببیند سرم شکست

وقتی شتاب سیلی و مرکب یکی شدند

هر جفت گوشواره، زیر معجرم شکست

شاعر: قاسم نعمتي



مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
نویسنده ذاکر اهل بیت در پنجشنبه 19 اردیبهشت1392 |

تو عارف اولیا شناسی عباس

تندیس وفا ، صفا شناسی عباس

در گوشه پرچمت نوشتی با خون

عبد الصالح ، خدا شناسی عباس

استاد کلامی زنجانی



مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
نویسنده ذاکر اهل بیت در چهارشنبه 4 اردیبهشت1392 |
 

تا عمود کین سر عباس نام آور شکست

                            بار دیگر تیغ عنوان تارک حیدر شکست

خاتم پیغمبری را دیو بد اختر بود

                            رایت اسلامیان را فرقه کافر شکست

همچو اسکندر به ظلمت شد پی آب حیات

                خضر را در آب حیوان از غمش ساغر شکست

تا که جسم پاک او شد تیر باران ستم

                            کشتی دین را به گرداب بلا لنگر شکست

خصم خون آشام زد بر دیدة حق بین او

                            ناوکی کز وی به قلب انس و جان نشتر شکست

تا که زد بر فرق   او دشمن عمود آهنین

                            پشت طاها قلب زهرا و دل حیدر شکست

در فلک خیل ملک سیلاب اشک از دیده ریخت

    یا که در عرش برین جبرئیل را شهپر شکست

(مرحوم طاهر رضوی خراسانی)



مربوط به موضوع : حضرت عباس ابن علی(ع)
برچسب ها : سیلاب اشک
نویسنده ذاکر اهل بیت در سه شنبه 3 اردیبهشت1392 |

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
برچسب‌ها