علایم ظهور

1- پیروی كردن شهوت ها

202- كم شدن امانت در مردم

203- زیاد شدن خیانت ها

204- رایج شدن شرب مشروبات محرمه

205- بلند شدن صداهای خصومت و دشمنی در مسجدها

206- دشنام دادن اولاد به پدران و مادران

207- متروك ماندن مساجد از نماز خواندن در آن به سبب خصومت ها

208- مساجد را جای خوردن طعامات قراردادن

209- ندانسته حكم كردن قاضی ها

210- زیاد شدن گناهان و بدی ها

211- كم شدن كارهای خیر

212- برداشته شدن بركت از سال و ماه و هفته و روزها و ساعت ها

213- حلال دانستن زنا و خوردن مسكرات

214- گفتگوهای نامشروع و رقص ها

215- و اقسام سازها و نواها

216- بلند شدن صداهای فجار

217- بدگوئی و ننگ و بستن افتراء و سرزنش كردن به علماء

218- خونریزی به ناحق بین یكدیگر

219- رشوه گرفتن قضات در حكم

220- مستولی شدن زن بر شوهر خود در جمیع چیزها

221- ظهور دولت اشرار

222- حلال بودن ظلم در جمیع شهرها

223- حكومت كردن هر سلطان جائر

224- ریاست خواستن برای فخر كردن بر دیگران و ظلم و جور كردن

225- كفار را مستشار امور قرار دادن

226- مالك شدن كسی كه مالك مال نیست

227- مال دیگری را و آن بیدینی پسر بیدینی است

228- رأس و رئیس قرار دادن كسی را كه لیاقت ریاست و مداخله در امور عامه را ندارد

229- ظاهر شدن بدعت ها و فتنه ها

230- تدریس و تدرس كردن علوم باطله برخلاف دستور دین و قرآن

231- ذلیل كردن سادات و بزرگان اصیل

232- ظهور آلات لهو بزرگ و سازهای حرام و امور مشكلات برای ارتكاب خواهش های نفسانی و شهوت رانی

233- خراب شدن شهرها و خانه ها و عمارات و قصرها

234- فتنه و فساد دیلم و اهل شاهون و حزب هائی كه به آنها ملحق می شوند و گردهای كوهستانی ایرانی و عربی از آنچه به قزوین و كاشان و سمرقند وارد می آورند و بعد از آن به شیراز

235- فتنه و فساد اعراب در كوهستان ها

236- فتنه طراطری مذهب ها نسبت به اهل هرموز و قلهات

237- خواری و ذلت اهل عمان از دشمن

238- ظهور واقعه مرگبار در آوال و صابون كه جزیره ای است از بحرین

239- ذلت و خواری اهل خراسان

240- ذلت و خواری اهل فرنگ یعنی فرانسه از اعراب

241- قتل و غارت و خونریزی شدید در سند و هند

242- كشتار عظیم در جزیره قیس

243- وقایع فجیعه در بحرین

244- كشته شدن یكی از اكابر عرب در خانه اش و بعد از آن خروج عجم است بر عرب

245- جنگ های عدیده در میان اهل خط

246- مبتلا شدن بصره به قحطی شدید

247- وقوع فتنه ای شدید در قزوین و اراك

248- ضعیف شدن سلطان روم و تسلط عرب بر آنها

249- حمله ری به بغداد

250- بیعت با كودك

251- وضع شدن جرائم

252- مقاتله مسلمین با یهود

253- مشرك شدن قبیله ای از مسلمین

254- كثرت خطباء منابر

255- ركون علماء به ولات

256-تعلم فقه برای غیرخدا

257-تفقه علماء برای حلال كردن دینار و درهم

258- فتوی دادن به غیر آنچه خدا فرموده

259- تجارت كردن بقرآن

260- قراردادن حق برای اشرار امت

261- كم شدن علماء حقیقی

262- زیاد شدن علماء ضلالت

263- كینه علماء دینی در دل گرفتن

264- سرزنش كردن و بدگوئی كردن به علماء

265- كشتن علماء را مانند كشتن دزدان

266- شصت نفر دروغگو ادعای نبوت كنند

267- دوازده نفر ادعای مهدویت كنند

268- سلطان و قرآن با هم قتال كنند و از هم جدا شوند

269- تعطیل احكام دین به رای دادن

270- قرآن را در سازها و نوازها گرفتن

271- خراب شدن جزیره از ترک272- خراب شدن ترك از صاعقه

273- خراب شدن سند از هند

274- خراب شدن هند از چین

275- خراب شدن چین از رمل

276- خراب شدن حبشه از زمین لرزه

277- خراب شدن عراق از قحط و

278- خراب شدن بصره از عراق

279- خراب شدن مصر از خشك شدن رود نیل

280- خراب شدن مكه از حبشه

281- خراب شدن مدینه از سیل

282- خراب شدن یمن از ملخ

283- خراب شدن ابله از حصار

284- خراب شدن فارس از گدایان دیلم

285- خراب شدن دیلم از ارمن

286- خراب شدن ارمن از جرز

287- ایمن بودن مصر از خرابی تا اینكه

288- بصره خراب شود

289- خراب شدن بغداد از سفیانی

290- ممنوع شدن شام از وارد شدن پول و جنس در آن از طرف روم

291-  ممنوع شدن عراق از دینار و جنس از طرف عجم

292- ممنوع شدن حج تا سه سال

293- آوردن چیزی از مشرق و چیزی از مغرب تا امت پیغمبر را متلون كند

294- مردن حق و رفتن اهل آن

295-كهنه شدن قرآن و احداث كردن چیزی در آن نیست و تاویل برای كردن

296- سرنگون شدن دین همچنان كه ظرف آب سرنگون شود

297- مردها به مردها اكتفا كنند در فجور و زنها به زنها

298- مردها شبیه زنان شوند و زنان شبیه به مردان

299- خوشحال شدن كافر به آنچه در مومن از سختی می بیند

300- مردم را امر به ترك حج كنند

علامات ظهور و با عدم رعایت ترتیب بر گرفته از کتاب «نوائب الدهور فی علائم الظهور»:


 
1- آمدن پرچم‌های مصری كه سبزرنگ است در شام
2- کوبیده شدن پرچمهای قیس به مصر

3- اختلاف بنی عباس

4- ندای آسمانی در روز جمعه نیمه ماه رمضان

5- ندای آسمانی در بیست و سوم ماه رمضان

6- كسوف آفتاب در نیمه ماه رمضان

7- گرفتن ماه در آخر ماه رمضان بر خلاف عادت

8- فرورفتن قریه ای از قراء شام كه آن را جابیه گویند

9- فرود آمدن ترك در جزیره

10- فرود آمدن ترك در حیره كه از شهرهای عراق است

11- فرود آمدن روم در رمله كه یكی از شهرهای فلسطین است

12- اختلاف بسیار در تمام روی زمین

13- خراب شدن مسجد جامع شام

14- جمع شدن سه پرچم در شام

15- مسخ شدن بعضی از دشمنان حق

16- توقف آفتاب از زوال تا عصر

17- بیرون آمدن سر و سینه و دست در آفتاب كه مردم او را بشناسند و این علامت در زمان سفیانی است

18- خروج سفیانی از وادی یابس

19- گرفتن سفیانی پنج شهر از شامات را كه دمشق و فلسطین و اردن و قنسرین و حمص باشد.

20- لشگر فرستادن سفیانی به كوفه و بصره

21- لشكر فرستادن سفیانی به مدینه

22- فرورفتن لشكر سفیانی در بیداء میان مكه و مدینه

23- خروج حسنی از طالقان

24- رفتن سیدحسنی به خراسان

25- رفتن سیدحسنی به نیشابور

26- رفتن سید حسنی با اصفهان

27- رفتن سیدحسنی به قم

28- رفتن سیدحسنی به كوفه

29- فروبردن زمین در مشرق

30- فروبردن زمین در مغرب

31- كشته شدن نفس زكیه پشت كوفه با هفتاد نفر

32- رو آوردن پرچم های سیاه از طرف خراسان

33- خروج یمانی از طرف یمن

34- ظهور مغربی ها در مصر

35- مالك شدن مغربی ها شامات را

36- طلوع ستاره ای در مشرق كه مانند ماه نور دهد و نزدیك باشد از كجی دو طرف آن به هم رسد.

37- ظهور سرخی در آسمان كه منتشر شود در آفاق

38- ظهور آتشی از طول در مشرق كه در جو از سه روز تا هفت روز بماند

39- مطلق العنان شدن عرب و مالك شدن او بلاد را

40- بیرون رفتن عرب از اطاعت شاه عجم

41- كشتن اهل مصر امیر خود را

42- ورود لشكری از طرف مغرب كه اسب های خود را به فناء حیره ببندد

43- شكافته شدن فرات به نحوی كه آب داخل كوچه های كوفه شود

44- سوزانیدن مرد جلیل القدری از شیعیان بنی عباس در میان جلولا و خانقین

45- وقوع زلزله در بغداد كه بسیاری از آن به زمین فرورود

46- غلبه رعیت بر بلاد آقایان

47- وقوع جنگ در میان اهل گرگان و مازندران

48- اختلاف دو صنف از عجم و ریخته شدن خون زیاد در میانشان

49- بیرون رفتن بندگان از طاعت آقایان خود و كشتن ایشان آقایان خود را

50- زنده شدن بعضی از مردگان و برگشتن ایشان به دنیا به نحوی كه آنها را بشناسند و با هم رفت و آمد كنند

51-باریدن بیست و چهار باران پی در پی تا زمین را پاك و شسته كند و بركات زمین ظاهر شود

52- قتل عام كردن ترك ها بعضی از بلاد عجم را

53- فتح كردن تركها عراق را

54- داخل شدن پرچم های زرد در مصر به ضرر اهل شام

55- ساخته شدن فرودگاه ها و پایگاه ها در شهرها

56- ساخته شدن فرودگاه ها و پایگاهی در شام

57- ساخته شدن فرودگاه و دو پایگاه در عجور و حران

58- ساخته شدن فرودگاه و پایگاهی در واسط

59- ساخته شدن فرودگاه و پایگاهی در بیضاء

60- ساخته شدن دو فرودگاه و پایگاه در كوفه

61- ساخته شدن فرودگاه و پایگاهی در شوشتر و اهواز

62- ساخته شدن فرودگاه و پایگاهی در ارمنیه

63- ساخته شدن فرودگاه و پایگاهی در موصل

64- ساخته شدن فرودگاه و پایگاهی در همدان

65- ساخته شدن فرودگاه و پایگاهی در ورقه

66- ساخته شدن فرودگاه و پایگاهی در رقطاء

67- ساخته شدن فرودگاه و پایگاهی در رحبه

68- ساخته شدن فرودگاه و پایگاهی در دیر هند

69- ساخته شدن فرودگاه و پایگاهی در قلعه

70- ظاهر شدن دود تیره ای بالای سرها كه در چشم و گوش و بینی‌های مردم رود مؤمنین را حالت زكامی رو دهد و كفار را هلاك كند

71- سوار شدن مردها بر چرخ ها

72- سوار شدن زن ها بر چرخ ها

73- كشف حجاب و كشف فروج زنها

74- حكومت كردن زن ها

75- غالب شدن زن ها بر ملك

76- مستشار امور شدن زن ها

77- لباس بدن نما پوشیدن زنان

78- زنان گیسوان خود را مانند كوهان شتر بختی كنند

79- مجلس گرفتن زنان

80- سخنرانی كردن زنان

81- شریك شدن زنان در تجارت با شوهران

82- تمكین نكردن زنان از شوهرانشان

83- بذل كردن زنان خود را به كفار

84- وادار كردن مردان زنان خود را به زنا دادن

85- نفقه دادن زنان به مردان از كد فرج خود

86- مطالبه نمودن اهل شبلا یا سیلان از اقصی بلاد مشرق حق خود را از اهل چین و ندادن چینی ها حق آنها را و قیام كردن آنها برعلیه اهل چین و گرفتن آنها چین و بلاد ترك و هند را تا برسند به خراسان

87- واقع شدن فتنه در میان شرقی ها و غربی ها

88- خراب شدن ری

89- حرب جوانان ارمنیه و آذربایجان

90- اختلاف در میان عرب و عجم و این اختلاف ادامه خواهد داشت تا سفیانی قیام كند

91- خروج جرهمی و ربیعی و اصهب

92- خروج قیام كننده ای كه از طرف چین و ملتان میاید و در خراسان قیام می كند

93- خرج قائمی از آل محمد از گیلان كه مشرق او را كمك كند در دفع پیروان سفیانی

94- خراب كردن قائم گیلانی با عانت مشرقی كه شاید شعیب بن صالح باشد بصره را

95- آباد كردن قائم گیلانی كوفه را

96- وای بر ری از شمشیرهای بغدادی ها و خراسانی ها

97- فرار كردن اهل ری به قم و از آنجا به اردستان اصفهان

98- قیام حسنی از طبرستان

99- كشته شدن هشتاد هزار نفر در دامنه كوه سیاه ری كه هشتاد نفر از ایشان لیاقت سلطنت كردن داشته باشند

100- ظهور فتنه شدید در سال پیش از ظهور

101- ممنوع شدن رفتن به حج سه سال قبل از ظهور

102- ظاهر شدن سرخیئی در آسمان كه در آن عمودهایی باشد مانند نقره كه نور از آن بتابد

103- خروج شروسی یا ایثر و سنی از  ارمنیه و آذربایجان و آمدن او در پشت ری نزدیك كوه سرخی كه متصل به كوه های طالقان است

104- جنگ شدید در میان اشروسنی و مروزی كه از سمت خراسان می آید

105- خروج مروزی به طرف بغداد و ماهان و واسط

106- ماندن مروزی مدت یك سال یا كمتر در واسط

107- رفتن مروزی به كوفه و از نجف تا كوفه و از آنجا تا حیره جنگ شدیدی در میانشان واقع شود

108- كشته شدن هفتاد هزار نفر كنار جسر بغداد كه آب دجله از خون سرخ و از گند اجساد متعفن شود

109- بلند شدن هفتاد پرچم از ممالك مختلفه و جنگ شدید

110- بلند شدن سه نداء در ماه رجب

111- ظاهر شدن بدن امیرالمومنین علیه السلام در مقابل چشمه آفتاب كه در یكی از نداها گفته شود هذا امیرالمومنین

112- وقوع جنگ های بسیار در روی زمین

113- گرفتن آفتاب از وقت طلوع كه تا دو ثلث از روز مدت گرفتن طول كشد

114- گرفتن ماه كه تا مدت بیست و سه ساعت گرفته باشد

115- فروگرفتن بلا و فتنه مصر را

116- قطع شدن رود نیل

117- قیام زندیقی در قزوین كه همنام یكی از انبیاء باشد

118- خرج مصری و یمانی پیش از سفیانی و این یمانی غیر از یمانی است كه با سفیانی قیام می كند

119- خرج ملحمه

120- فتح قسطنطنیه

121- خراب شدن مدینه

122- خروج دجال

123- پیمان بستن عرب با روم

124- شكست دادن عرب ها رومیان را

125- شكست دادن رومیان عرب ها را

126- كشته شدن مسلمانان به دست رومیان

127- وقوع فتنه ای كه نماند در عرب خانه ای مگر اینكه در آن داخل شود

128- فتح بیت المقدس

129- مصالحه عرب ها با رومیان

130- میراث را از وارث منع كنند

131- حمله آوردن ترك ها به دمشق

132- ظاهر شدن پادشاهان ستمكاری كه مردم را بكشند و بترسانند آنهائی را كه اطاعت ایشان كنند

133- نزول رومی ها در فلسطین

134- رئیس جمهور شدن عبدالرحمن نامی در مصر

135- خلیفه شدن عبدالله نامی از بنی عباس در دمشق

136- جنگ كردن عبدالله عباسی با رومیان و كشته شدن او

137- تلاقی لشكر رومی ها با عبدالله در قرقیسا و قتال عظیم در كنار نهر

138- قتل عام كردن رومی ها عرب را و اسیر كردن زنان و كودكان

139- خروج دابه الارض در مكه

140- درآمدن آفتاب از مغرب

141- نزول عیسی از آسمان

142- ظاهر شدن آتشی از ته عدن شاید آتش زدن چاه های نفت باشد

143- بیرون آمدن آتشی از حضرموت

144- ظهور طیارات جنگی

145- خسف قریه خرشنا از قراء شام

146- سفیانی مسیحی می شود و با زنار و صلیب از روم می آید و در شام قیام می كند در حالتی كه متدین به هیچ دینی نیست

147- كشته شدن ابن الشیخ در وسط نجف

148- خراب كردن و سوراخ كردن كوچه های بن بست را در كوفه

149- تعطیلی مساجد  تا چهل روز یا شب كشف هیكل

150- به جنبش آمدن پرچم ها در اطراف مسجد كوفه

151- سرلشكر سفیانی شدن خزیمه نامی كه چشم چپ او مالیده و در چشم راستش ناخنه غلیظی است

152- فرستادن سفیانی صد و سی هزار نفر به طرف كوفه در روحا و فاروق

153- كشته شدن هفتاد هزار نفر در كوفه كنار فرات كه تا سه روز آب خون و از گند اجساد كشته متعفن باشد

154- اسیر كردن هفتاد هزار دختر بكر كه از فرط عفت كف ها و مقنعه های ایشان دیده نمی شد

155- آمدن پرچم های شرقی به كوفه كه عده آنها تعلیمات جنگی و نظام ندیده اند و آن پرچم ها نه از پنبه است و نه از كتان و نه ابریشم و سر نیزه هایشان به مهر و خاتم سید اكبر خاتم الانبیاء یا علی مرتضی است

156- قیام خراسانی است از خراسان

157- قیام مردی از اهل بخران كه مسیحی بوده و مسلمان می شود به حمایت آل محمد علیهم السلام

158- مالك شدن كفار پنج نهر را دجله و فرات و جیحون و سیحون و رود نیل

159- ظاهر شدن  دولت زنان و مردان

160- فرماندار شدن و ریاست كردن جوانان و كودكان

161- خراب شدن مسجد كوفه از عمران

162- پیمان بستن دولت های همجوار

163- آتش افتادن در حجاز

164- جاری شدن آب در نجف و آن در سال فتح واقع شود

165- ادامه جنگ از ماه صفر تا ماه صفر دیگر

166- وارد شدن بنی قنطور در شام و فتنه و فساد و خونریزی آنها

167- وقوع جنگ شدید غریب و عجیب در حلب

168- خراب كردن حصارها و فرودگاه ها و پایگاه های شام

169- داخل شدن لشكریان در بعلبك و امان خواستن ایشان

170- توجه بلاها به نواحی لبنان

171- توجه لشكرهای شیطان به شهرهای كنعان

172- هزیمت و فرار آنها با كشتی نجات از فرات

173- رفتن لشكریان به جزیره

174- ظهور شخص بی باكی با عده كمی در بصره و كشته شدن اوعدا و عربند

175- كشته شدن شخص ار غش و به جای او نشستن پسرش و به قدر یك ساعت طول نكشد كه پسرش  كشته شود

176- كشته شدن مرد جلیلی به مجردی كه فرستاده های مغربی ها در مقابل او برسند

177- قحطی در مصر و كم شدن آب رود نیل و خشكیدن اشجاران

178- پیاده شدن لشكر مغربی ها با تشریفات در مصر

179- گرفتن مسیحی ها روی زمین را

180- صیحه زدن ناقوس در ممالك اسلامی

181- زیاد شدن مرض صرع و دیوانگی در اثر شدت فتنه و پریشانی

182- تكلم كردن شخص قلدر نفهم كه مانند گاومیش است در امور عامه مردم

183- افتادن آتش در نصیبین

184- بیعت گرفتن برای سعید سوسی در خوزستان

185- غلبه عرب بر بلاد ارمن و سقلاب

186- ظهور شدت و سختی برای مردم در دولت سلطان و زنان

187- شوم و فجیع بودن روز بهلول

188- ریاست كردن مردمان پست بی اصل

189- ظهور قحطانی

190- ظهور سیدهاشمی كه پشت كوفه كشته شود

191- ظهور دیلم و تابع شدن ابر و گیلان او را و گرفتن ایشان تبریز و نصب كردن ایشان امیری را در تبریز

192- مضطرب شدن عراق

193- واقع شدن واقعه عجیبی در میان حلوان و همدان

194- واقع شدن جنگ شدید بین حلوان تا نهروان

195- زایل شدن ملك دیلم و از دست او بیرون رفتن

196- مالك شدن یك نفر اعرابی عجمی زبان بعد از دیلم و كشتن او صلحاء و شایستگان را

197- پیاده شدن لشكر در فارس و نصیبین

198- حمله كردن عرب بر عجم و روآوردن ایشان به اهواز

199- موت فقهاء پی در پی

200- ضایع كردن نمازها

علایم ظهوراز دیدگاه حضرت صادق (ع)


1- هرگاه ديدى : حق بميرد و طرفدارانش نابود شوند.

2- و ديدى كه : ظلم همه جا را گرفته .

۳- و ديدى كه : دين همچون ظرف تو خالى ، و بى محتوا شده است .
۴- و ديدى كه : طرفداران حق بر طرفداران باطل فائق شده اند.

۵-و ديدى كه : كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند.
۶-و ديدى كه : چنان فسق و فجور آشكار شده كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفاء مى كنند.(لواط)
۷-و ديدى كه : افراد با ايمان سكوت كرده و سخنشان را نمى پذيرند.
۸-و ديدى بچه ها، بزرگان را تحقير كنند.
۹-و ديدى كه : قطع پيوند خويشاوندى شود.(قطع صله رحم)

۱۰-و ديدى نوجوانان پسر، همان كنند كه زنان مى كنند.(که امروزه شاهد آن هستیم)

۱۱-و ديدى كه : زنان با زنان ازدواج نمايند.

۱۲ـو ديدى كه : همسايه به همسايه خود اذيت مى كند و از آن جلوگيرى نمى شود.

۱۳-و ديدى كه : كافر به خاطر سختى مؤ من ، شاد است .
۱۴-و ديدى كه : شراب را آشكارا مى آشامند و براى نوشيدن آن كنار هم مى نشينند و از خداوند متعال نمى ترسند.(در بسیاری از کشورها رواج هست)

۱۵- و ديدى : كسى كه امر به معروف مى كند خوار و ذليل است .

۱۶-و ديدى خانه كعبه تعطيل شده ، و به تعطيلى آن استوار داده مى شود.

۱۷-و ديدى كه : مردان از مردان و زنان از زنان لذت مى برند، (يا مردان خود را براى مردان ، و زنان خود را زنان فربه مى كنند).
۱۸-و ديدى كه : زندگى مرد از راه لواط و زندگى زن از راه زنا تاءمين مى شود.
۱۹- و ديدى كه : زنان همچون مردان براى خود مجالس (نامشروع ) تشكيل مى دهند.
۲۰- و ديدى كه : زن براى زنا با مردان ، با شوهر خود همكارى كمك مى كنند.
۲۱-و ديدى كه : بدعت و زنا آشكار شود

۲۲- و ديدى مردم به شهادت ناحق اعتماد كنند.
۲۳-و ديدى كه : حلال ، حرام شود و حرام ، حلال گردد.
۲۴-و ديدى كه : دين براساس ميل اشخاص معنى شود و كتاب خدا و احكامش تعطيل گردد.
۲۵-و ديدى كه : جرئت بر گناه آشكار شود، و ديگر كسى براى انجام آن منتظر تاريكى شب نگردد.
۲۶-و ديدى مؤ من نتواند نهى از منكر كند مگر در قلبش .
۲۷-و ديدى كه : ثروت بسيار زياد در راه خشم خدا خرج گردد.
۲۸- و ديدى كه : واليان در قضاوت رشوه بگيرند.

۲۹-و ديدى كه : پستهاى مهم واليان براساس مزايده است نه براساس ‍ شايستگى .
۳۰- و ديدى كه : مردم را از روى تهمت و يا سوءظن بكشند.
۳۱- و ديدى كه : مردم را از روى تهمت و يا سوءظن بكشند.
۳۲- و ديدى كه : زن بر شوهر نيست انجام مى دهد، و به شوهرش خرجى مى دهد.
۳۳-و ديدى كه : مرد همسر و كنيزش را كرايه مى دهد و به غذاى پست (كه از اين راه بدست مى آورد) خشنود است .
۳۴-و ديدى كه : سوگندهاى دروغ به خدا بسيار گردد.
۳۵-و ديدى كه : آشكارا قمار بازى مى شود.
۳۶- و ديدى كه : مشروبات الكلى بطور آشكار بدون مانع خريد و فروش ‍ مى شود.
۳۷- و ديدى كه : زنان مسلمان خود را به كافر مى بخشند.
۳۸- و ديدى كه : كارهاى زشت آشكار شده و هر كس از كنار آن مى گذرد مانع آن نمى شود.
۳۹-و ديدى كه : در گفتن سخن باطل و دروغ ، با همديگر رقابت كنند.

۴۰-و ديدى كه : شنيدن سخن حق بر مردم سنگين است ولى شنيدن باطل برايشان آسان است

۴۱-و ديدى كه : حدود الهى تعطيل شود و طبق هوى و هوس عمل شود.

۴۲-و ديدى كه : مسجدها طلاكارى (زينت داده ) شود.

۴۳- و ديدى كه : بدكارى آشكار شده و براى سخن چينى كوشش مى شود.
4۴- و ديدى كه : ستم و تجاوز شايع شده .
۴۵- و ديدى كه : غيبت ، سخن خوش آنها گردد، و بعضى بعض ديگر را به آن بشارت دهند.
۴6- و ديدى كه : حج و جهاد براى خدا نيست .
۴7- و ديدى كه : سلطان به خاطر كافر، شخص مؤ من را خوار كند.
۴8- و ديدى كه : خرابى بيشتر از آبادى است .
۴9- و ديدى كه : معاش انسان از كم فروشى بدست مى آيد.
۵0- و ديدى كه : خونريزى آسان گردد.
۵1- و ديدى كه : مرد بخاطر دنيايش رياست مى كند.
۵2- و ديدى كه : نماز را سبك شمارند.
۵3- و ديدى كه : انسان ثروت زيادى جمع كرده ولى از آغاز آن تا آخر زكاتش ‍ را نداده است .
۵4- و ديدى كه : قبر مرده ها را بشكافند و آنها را اذيت كنند.
۵5- و ديدى كه : هرج و مرج بسيار است .
۵6- و ديدى كه : مرد روز خود را مستى به شب مى رساند و شب خود را نيز به همين منوال به صبح برساند و هيچ اهميتى به برنامه مردم ندهد.
۵7- و ديدى كه : با حيوانات آميزش مى شود.
۵8- و ديدى كه : مرد به مسجد (محل نماز) مى رود وقتى برمى گردد لباس در بدن ندارد (لباسش را دزديده اند).
۵9- و ديدى كه : حيوانات همديگر را بدرند.
۶۰- و ديدى كه : دلهاى مردم ، سخت و ديدگانشان خشك و ياد خدا برايشان گران است .
۶۱- و ديدى كه : بر سر كسبهاى حرام آشكارا، رقابت كنند.
۶۲- و ديدى كه : نماز خوان براى خودنمائى نماز مى خواند.

۶۳- و ديدى كه : در مكه و مدينه كارهائى مى كنند كه خدا دوست ندارد و كسى از آن جلوگيرى نمى كند، و هيچ كس بين آنها و كارهاى بدشان مانع نمى شود.

۶۴-و ديدى كه : آلات موسيقى و لهو در مدينه و مكه آشكار گردد.
۶۵- و ديدى كه : مردم به همديگر نگاه مى كنند، (به اصطلاح چشم و هم چشمى مى كنند) و از مردم بدكار پيروى نمايند.

۶۶-و ديدى كه : علائم آسمانى آشكار شود و كسى از آن نگران نشود.
۶۷-و ديدى كه : مردم مانند حيوانات در انظار يكديگر عمل جنسى بجا مى آورند و كسى از ترس مردم از آن جلوگيرى نمى كند.
۶۸- و ديدى كه : انسان در راه غير خدا بسيار خرج كند ولى در راه خدا از اندك هم مضايقه دارد.

۶۹-و ديدى كه : زنها بر مسند حكومت بنشينند، و هيچ كارى جز خواسته آنها پيش نرود.

۷۰-و ديدى كه : اموال حق خويشان پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم (خمس ) در راه باطل تقسيم گردد، و با آن قماربازى و شرابخوارى شود.

۷۱-و ديدى كه : به وسيله شراب ، بيمار را مداوا كنند، و براى بهبودى بيمار آن را تجويز نمايند

۷۲- و ديدى كه : سر و صداى منافقان بر پا است ولى سر و صداى حق طلبان خاموش است .
۷۳- و ديدى كه : براى اذن و نماز مزد مى گيرند.
۷۴- و ديدى كه : مسجدها پر است از كسانى كه از خدا نترسند و غيبت هم نمايند.
۷۵- و ديدى كه : شرابخوار مست ، پيش نماز مردم شود.
۷۶-- و ديدى كه : خورندگان اموال يتيمان ستوده شوند.
۷۷-و ديدى كه : قاضيان برخلاف دستور خداوند قضاوت كنند.
۷۸- و ديدى كه : استانداران از روى طمع ، خائنان را امين خود قرار دهند.
۷۹- و ديدى كه : فرمانروايان ، ميراث (مستضعفان ) را در اختيار بدكاران از خدا بى خبر قرار دهند.

۸۰-وقتى كه ديدى : وقت (اول ) نمازها را سبك بشمارند.

۸۱-و ديدى كه : هم و هدف مردم ، شكم و شهوتشان است .
۸۲-و ديدى كه : نشانه هاى برجسته حق ، ويران شده است ، در اين وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد...

البته بايد توجه داشت ، كه اين نشانه ها هم اكنون در دنياى غرب ، در اروپا و آمريكا و حتى بعضى از كشورهاى آفريقا و آسيا وجود دارد، شكر خدا را كه به بركت انقلاب اسلامى در ايران ، از بسيارى از اين گناهان جلوگيرى شده و مى رود كه از همه جلوگيرى شود و زمينه سازى براى ظهور امام قائم (عج ) گردد.

ساعات عمرمن همگی غرق غم گذشت

ساعات عمرمن همگی غرق غم گذشت

دست مرا بگیرکه آب ازسرم گذشت

مانند مرده ای متحرک شدم بیا

بی تو تمام زندگی ام درعدم گذشت

می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر

دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت

دنیاکه هیچ،جرعه ی آبی که خورده ام

از راه حلق تشنه ی من مثل سم گذشت

بعدازتوهیچ رنگ تغزل ندیده ام

ازخیرشعرگفتن حتی قلم گذشت

تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم

یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت

مولا،شمار درد دلم بی نهایت است

تعداد درد من به خدا از رقم گذشت

حالا برای لحظه ای آرام می شوم

ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت

سروده سیدحمیدرضا برقعی

مهدی



چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن ، تبر به دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه

ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام

دوبار صبح ، ظهر نه غروب شد نیامدی